خودكشي
چرا عده ای دست به خودكشی می زنند؟ ( قسمت اول )
چرا عده ای دست به خودكشی می زنند؟ ( قسمت اول )
موضوعی که میخواهم با همشهریان محترم در میان بگذارم نیاز به تحقیقات و انجام پژوهشی در
حد این واقعه بسیار تلخ میباشد که تمام افراد جامعه را تحت تاثیر و واکنش قرار میدهد دارد و این موضوع
تلخ چیزی جز خودکشی همشهریانمان نیست.
با توجه به این اقدام خطرناک که متاسفانه به صورت وحشتناک در بین افراد جامعه بخصوص در بین
پسران و دختران مجرد رو به افزایش است چیزی جز تحقیقات و بررسی ریشی ای این موضوع به صورت
دسته جمعی و گروهی نمیتواند کمکی به رفع این معضل و اسیب اجتماعی بکند لذا از تمام همشهریان
که به نوعی با این نوع موارد دست به گریبان بوداند خواهشمندیم برای کمک و جلوگیری از نابودی یک
جوان دیگر اطلاعات مفیدی که در اختیار دارند برای ما در ثبت نظرات ارایه دهند.
و از دوستان اوالی انتظار همکاری را در این زمینه خواستاریم. این موضوع را از تمام جوانب اجتماعی و
فرهنگی دینی و علمی مورد بررسی قرار میدهیم و بعد از چهل روز نتیجه به دست امده را به تمام
دوستان عرضه میکنیم.
منتظر نظرات شما عزیزان میباشیم.
ستاد حقوق بشر با انتشار بیانیهای اخبار مربوط به کشتار گسترده مسلمانان توسط بودائيان افراطي در ميانمار كه با حمايت كامل دولت انجام مي شود را نگران کننده دانسته و از مسئولان این کشور خواسته است تا اقدامی فوری برای پایان دادن به این خشونتها بعمل آورند.
هم اکنون قریب به 200 هزار مسلمان آواره و بی خانمان در میانمار وجود دارند و آمار کشته ها به بالاتر از 52 هزار نفر رسیده است در حالی که بیش از 50 روستا و 26 مسجد کاملا به آتش کشیده و ویران شده اند.
«آنگ سوچي» نماد دموكراسي خواهي در ميانمار و برنده جايزه صلح نوبل سرانجام پس از مدت ها سكوت در مقابل نسل كشي مسلمانان در اين كشور توسط بودائيان، گفت: مسلمانان ميانمار جزو اين كشور نيستند و بايد اخراج شوند.
اين موضع در حالي از سوي وي اتخاذ مي شود كه در يك سال گذشته بيش از 52 هزار نفر از مسلمانان ميانمار توسط بودائيان هم كيش خانم سوچي قتل عام شده و هزاران نفر ديگر نيز از خانه و كاشانه خود آواره شده اند. شمار زيادي از مسلمانان برمه اي توسط بودایی هاي تندروي اين كشور كشته
شده اند و شمار زيادي از آنها نيز با قايق و از طريق دريا به سمت بنگلادش رفته
اند. اين در حالي است كه ماموران مرزي بنگلادش نيز پس از آنكه به مسلمانان برمه اي
مقدار كمي آب و غذا داده اند آنها را با وجود درخواست هاي سازمان ملل مجبور به
بازگشت به داخل دريا كرده اند.

عايشه صلحي، يك زن مسلمان برمه اي در مصاحبه با روزنامه مصري الوطن از اين گفته است كه بودايي هاي اين كشور، مسلمانان را بين خوردن گوشت خوك و نوشيدن شراب يا مرگ مخيّر مي كنند و مسلمانان برمه مرگ را بر اين نوع زندگي ترجيح مي دهند .

در بی كران زندگی دو چیز افسونم میكند:
آبی آسمان را كه میبینم و میدانم كه نیست
خدا را كه نمیبینم و میدانم كه هست...
به نام حق.
می نویسم به نام حق که نام آشنای خدا را این روزها اولین راه برای قسم های دروغمان و به قول بعضیها دک کردن بکار میبریم.
تقدیم به تمامی مادران و خواهران:
سلام مادرم،
مادرم شنیده ام خواهرم عاشق شده . . . شنیدم شبها در رؤیا هم آغوش عشقش شده . . .مادرم بگو ببینم مردش مرد هست؟ مادرم این روزها گرگها نقاب مردانگی زده اند . . . گرگها مردانگی را به سخره گرفته اند . . . مادرم از کودکی به دخترت آموختی بکارت تنش ناموس جماعت ماست؟ بگو بدانم هیچ گفتی بکارت دلش قیمتش چند است؟
مادرم میترسم . . .
میترسم از نازکی بکارت دلش و درندگی این قوم مرد نما . . . به خواهرم بگو بکارت دلش جلوه زن بودن اوست، به او بگو دلش را به حجله کسی برد که زن بودن را می فهمد . . . که لایق لطافت اوست . . . )
نوشته ای را در این وبلاگ خوانده ام با نام "پدر و مادرم،ما آمده ایم تا درس بخوانیم"،من نویسندگی را نمیدانم اما از کتابهای دبیرستانم به یاد دارم که یک نویسنده باید عدالت و صداقت داشته باشد،اما آیا نویسنده آن نوشته هم عدالت و صداقت را رعایت کرده؟
آری لب ماتیک زده،ابروی نازک شده،والبته ته ریشهای زیبا و مدل دار،پیراهنها و مانتوهای تنگ،شلوارهای جین چسبان که امروزه پسرها پوشیدنش را بهتر از دختران آموخته اند حتی آن پسرک کوردی که ترم اول دم از اصالت لباسش میزد،همه وهمه برای تصاحب علم لازم نیست.
اما شما نویسنده گرامی که نوشته اید مادرش زنگ زده به دروغ گفته "دارم درس میخوانم"،نگفته به بازار میرود تا چادر دو نفره ای را برای بیرون رفتن با دوستش مهیا کند، و حاصل زحمات پدر و مادرش را به کارت شارژ داده واولین معنی دانشگاه را به چیزی صد البته تنها به نام عشق نه معنای حقیقیش تفسیر کرده، آیا عادلانه نبود طرف دیگر داستان را نیز می نوشتید؟
آنکه 2 ساعت از 24 ساعتش را برای معشوقه اش وقت تلف کردن میداند که در طول6 ماه میشود 360ساعت آیا باقی 22 ساعتش را که می شود 3960 ساعت همه به مطالعه و کسب مدارک معتبر پرداخته؟
آنکه در همان ترم اول با دختر یا پسری آشنا شده وبا او مثل محرم رفتار کرده و حتی به خود اجازه داده به او وعده ازدواج دهد و همه اینها را گذرانده حال اگر به گفته شما از خواب غفلت بیدار شود و بفهمد برای چه به دانشگاه آمده چکار کند؟ آیا از اول روی سردر دانشگاه نوشته بودند"فروشگاه همسر"؟؟که بعد از وارد شدن به زندگی انسان دیگری تازه می فهمد برای چه به دانشگاه آمده؟
آیا میان شرمندگیهایت برای او هم نوشتی:
برای این نوشته ناعادلانه ام از قربانیان این اتفاق شرمنده ام،
معشوقه ام شرمنده ام که مینویسم وقتم را با تو تلف کرده ام اما نزد تو چیز دیگری میگفتم.
نوشته اید:" پدر و مادرم شرمنده ام که چشمان منتظر شما را به نگاه نامحرم دیگران فروختم"،
آیا برای همان نامحرم هم نوشته اید"شرمنده ام که پاکیت را با خودخواهی و جو گیری های اوایل دانشگاهم گرفتم"؟
نوشته ای" شرمنده ام که عرق پیشانی شما را صرف پیامک های شبانه کردم"
آیا برای او هم نوشتی"شرمنده ام که تمام آن پیامک ها دروغی بیش نبود و تنها دست نوشته های دفترچه دوستم بود"؟
شاید او با همان پیامک هایت زندگی ساخته در رؤیایش!
نوشته ای" شرمنده ام که آبروی چندین ساله شما را بازیچه دیگران کردم."،
آیا برای او هم نوشته ای "شرمنده ام که آبروی تو و پدر و مادر تو را نیز به بازیچه گرفتم"؟
نوشته ای" شرمنده ام که قول هایم را از یاد بردم"،
آیا برای او هم نوشتی "شرمنده ام که قول واهی دادم"؟
نوشته ای "روحم را در بند کردند اسیر فتنه ام کردند"،
آیا تو روح او را در بند نکردی؟
آیا نوشته ای "شرمنده ام که تو را قربانی خوشگذرانی هایم کردم،روحت،جسمت و زندگیت را اسیر سخنان زیبایم کردم، و حال اینگونه بی رحمانه دیگران را نیز به بیدار شدن از خواب غفلت و خواباندن وجدانشان فرا می خوانم"؟
بگذار من که دم از وجدان می زنم بنویسم،از زبان دخترکی که شاید پدر و مادرش سالها او را از نگاه نامحرمان و دندان تیز گرگهای زمانه حفظ کرده اند،دخترکی که شاید ماتیک می زند،لوکس میپوشد اما از ساده ترین مسایل جنسی بی اطلاع است که امروز تبدیل می شود به :
"باکره ای که نزاییده مادر شد"! :